فرمان به ضمیر ناخودآگاه

فرمان به ضمیر ناخودآگاه

در مقاله قبلی خود به نام اهداف پنهان ضمیر ناخودآگاه توضیح دادم چگونه، مغایرت بین اهداف خودآگاه و ناخودآگاه باعث می شود به اهداف خود دست پیدا نکنیم.

در این مقاله قصد دارم توضیح دهم چگونه می توانیم برای ضمیر ناخودآگاه اهداف تعیین کنیم و آن ها را با فرمان یا دستور به ضمیر ناخودآگاه خود انتقال دهیم.

با فرمان به ضمیر ناخودآگاه می توانیم نیروی هدایت پنهان را در ضمیر ناخودآگاه فعال کنیم تا ما را به سوی پیشبرد اهداف مان پیش ببرد.

شعور و درک ضمیر ناخودآگاه

در این مقاله منظور از فرمان همان پیشنهاد یا دستور به ضمیر ناخودآگاه است که در زبان انگلیسی به آن suggestion یا auto suggestion می گویند.

قبل از اینکه در مورد فرمان به ضمیر ناخودآگاه صحبت کنیم خوب است بدانیم فرمان یا دستور به ضمیرناخودآگاه باید مرتبط با نیازها و اهداف اولیه و بنیادین ضمیر ناخودآگاه باشد.

اگر چه اهداف ضمیر ناخودآگاه را قرار است ما با فرمان به ضمیر ناخودآگاه تعیین کنیم اما باید بدانیم ناخودآگاه بدون اینکه دخل و تصرفی در تعیین اهداف او داشته باشیم برای خود اهدافی دارد که هزاران سال است به او ارث می رسد و آن نیاز به بقا است.

به عبارت دیگر بقا یکی از اصلی ترین و اولیه ترین اهداف ضمیر ناخودآگاه است که البته خیلی هم خوب و سودمند است. اما مشکل وقتی ایجاد می شود که ناخودآگاه اهداف و دستورالعمل های دیگری برای خود ایجاد کند که سودمند نیست.

به عبارت دیگر ضمیر ناخودآگاه تصور می کند اهداف و دستورالعمل ها را به نفع شما و بقای تان ایجاد کرده اما در واقع خلاف آن است و خود نیز نمی داند چون فاقد درک و شعور است.

این اتفاق وقتی می افتد که شما نتوانسته باشید خود، ضمیر ناخودآگاه را برنامه ریزی کنید یا با فرمان به ضمیر ناخودآگاه، با آن ارتباط برقرار کنید ( نگاه کنید به چگونه با حرف زدن، ضمیر ناخودآگاه را پاکسازی کنیم).

برای مثال، اِشتها یکی از ابزارهای ضمیر ناخودآگاه برای جذب ما به مصرف مواد خوراکی جهت سوخت رسانی به بدن است. اما اگر ضمیر ناخودآگاه بیش از حد اشتها ایجاد کند، با چاقی مفرط می تواند بقای ما را تهدید کند.

دلیل این موضوع آن است که ضمیر ناخودآگاه از خود شعور و فهم ندارد و بر اساس منطق خودش عمل می کند، منطق ضمیر ناخودآگاه نیز تحت تاثیر برنامه های پیش فرض ابتدایی بشر که از اجدادمان ارث رسیده، است. دیگر عواملی که در برنامه ریزی غلط ضمیر ناخودآگاه اثر دارند شامل تبلیغات، پیغام ها، صحبت ها، تجربیات و تربیت گذشته است.

ما نیاز داریم از مهارت فرمان به ضمیر ناخودآگاه اشاره کنیم تا بتوانیم جلوی اقدامات سرخود و غلط ضمیر ناخودآگاه را بگیریم.

به همین دلیل ضمیر ناخودآگاه هرچند همیشه هدفش مثبت و در جهت حمایت از ما است اما اگر به درستی برنامه ریزی نشود می تواند مغایر با هدف ما و همچنین اصل بقا پیش برود چون “دستورالعمل ابتدایی” و یا “تحت تاثیر تبلیغات بودن” هیچگاه مسیر صحیح و زیرکانه به ناخودآگاه برای رسیدن به اهداف ارائه نمی دهد.

ضرورت فرمان به ضمیر ناخودآگاه

اکنون می دانیم ازنیاز های پیش فرض و ابتدایی ضمیر ناخودآگاه و برنامه ریزی غلط روش برطرف کردن آن نیاز، ممکن است باعث شود نیروی هدایت پنهان در ضمیر ناخودآگاه به درستی عمل نکند و ما را به سوی ضرر هایی در بلند مدت برساند.

جالب است بدانید اکثر برنامه های غلطی که در ضمیر ناخودآگاه شکل می گیرد در طولانی مدت آسیب جدی خود را نشان خواهند داد و به همین دلیل است که معمولا افراد به آن توجهی نشان نمی دهند مثل چاقی. ( نگاه کنید به نیروی هدایت پنهان در ضمیر ناخودآگاه).

اکنون پرسش اینجاست که چگونه می توانیم یک برنامه ی کارآمد و سودمند را در ضمیر ناخودآگاه قرار دهیم؟

در مقاله قبلی خود ۱۱ تکنیک را برای برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه توضیح داده ام. اما در این مقاله می خواهم به یکی از مهمترین این ۱۱ مورد اشاره کنم که فرمان به ضمیر ناخودآگاه نام دارد.

فرمان به ضمیر ناخودآگاه یعنی آماده کردن واژگان یا علائمی که بتواند با نفوذ به ضمیر ناخودآگاه، هدف مورد نظر ما را در ناخودآگاه برنامه ریزی کند. زیرا با برنامه ریزی هدف در ضمیر ناخودآگاه، نیروی هدایت پنهان فعلا شده و می تواند ما را به هر چیزی که به دنبالش هستیم برساند؛ آن هم به صورتی که خودتان متوجه نشوید چگونه.

پس به زبان ساده فرمان به ضمیر ناخودآگاه نه تنها می تواند جلوی هدایت به سوی یک هدف اشتباه و در نتیجه شکست را بگیرد بلکه می تواند ما را به بسیاری اهداف سودمند نیز برساند.

در ادامه قصد داریم توضیح دهیم چگونه با فرمان به ضمیر ناخودآگاه می توانیم یک هدایت غلط را که به سوی چاقی هدایت مان می کند مجدد برنامه ریزی و اصلاح کنیم.

البته همه ۱۱ تکنیک برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه در واقع نوعی فرمان به ضمیر ناخودآگاه است اما در اینجا منظور از فرمان، دستور به ضمیر ناخودآگاه است که به آن پیشنهاد نیز می توان گفت. به عبارت دیگر منظورمان ارتباط با ضمیر ناخودآگاه با جملات امری است.

مراحل فرمان به ضمیر ناخودآگاه

همانطور که گفتیم اشتها یکی از پل های ارتباطی بین ناخودآگاه و خودآگاه است و اگر این اشتها بیش از حد ایجاد شود ممکن است با مشکل مفرط چاقی مواجه شویم.

پس اگر بخواهیم هدف لاغر شدن را با دستور به ضمیر ناخودآگاه به خود القا کنیم باید به ترتیب از قوانین زیر پیروی کنیم

  1. هدف درونی، مهارتی است که باید به آن مسلط شوید: نیاز به کنترل اشتها.
  2.  هدف بیرونی به عنوان پاداش رسیدن به هدف محسوب می شود: بدست آوردن اندامی زیبا و زندگی سالم.
  3. نحوه رسیدن به هدف به عنوان دستورالعمل توضیح داده شود : به وسیله کنترل اشتها و ترجیح غذاهای سالم نسبت به ناسالم.
  4. راهی برای حذف خودآگاه و ارسال مستقیم فرمان به ناخودآگاه پیدا شود: مثلا با جا به جا کردن واژگان.
  5. دانش خود را در مورد دستورالعمل افزایش دهیم: در مورد غذاهای سالم و ناسالم مطالعه کنیم.
  6. یک برنامه آماده کنیم که تبدیل به هدف ناخودآگاه برای ترغیب ما به پیروی از آن شود.

برای آماده کردن و اجرای فرمان به ضمیر ناخودآگاه ۴ مورد اول کافی است و دو مورد بعد را باید انجام دهیم برای اینکه ضمیر ناخودآگاه بهتر بتواند فرمان را اجرا کند. در مورد مثال اشتها و لاغر شدن نیست در فرمان اصلی که قرار است به ضمیر ناخودآگاه دستور بدهیم، برنامه غذایی را اضافه کنیم یا نتیجه تحقیقات در مورد غذای سالم یا ناسالم را بگنجانیم، اما می توانیم تمایل به اجرای آن را در فرمان به ضمیر ناخودآگاه بیاوریم.

به یاد داشته باشید نباید به حذف ابزارهای نیروی هدایت پنهان اشاره نکنیم در عوض درخواست کنیم برای کنترل آن. برای مثال اینکه اشتهای من را کور کن و من را همیشه سیر نگه دار یک فرمان غلط است زیرا مغایر با هدف اصلی یعنی بقا است.

در مثال زیر یک نمونه از فرمان به ضمیر ناخودآگاه را مشاهده می کنید که هدفش لاغر شدن و کاهش اشتها است:

“برای یک زندگی سالم، بدنی زیبا و  اندامی مناسب نیاز دارم لاغر تر شوم و برای رسیدن به این هدف نیاز دارم خوراک های سالم تری را وارد برنامه غذایی خود کنم و اشتهایم را کنترل کنم. همچنین باید بیشتر در مورد غذاهای سالم تحقیق کنم و بتوانم از برنامه غذایی خود پیروی کنم. در نتیجه با افزایش اشتها نسبت به غذاهای سالم و کاهش اشتها نسبت به غذاهای مضر می توانم زندگی بهتر و جذابیتی بیشتر بدست آورم”

نفوذ فرمان به ضمیر ناخودآگاه

اکنون فرمان آماده شده است. وقتی آن است که راهی برای حذف خودآگاه و نفوذ به ناخودآگاه پیدا کنیم. زیرا ضمیر خودآگاه مثل دو نگهبان است که در مقابل  دفتر مرکزی – ضمیر ناخودآگاه – قرار دارد و اجازه نمی دهد اطلاعاتی از آنجا عبور کند.

به عبارت دیگر ضمیر خودآگاه به صورت خودکار هر اطلاعاتی که مستقیم وارد شود را خود دریافت می کند و اجازه نمی دهد وارد در دفتر مرکزی – ضمیر ناخودآگاه – شود.

از سوی دیگر اگر راهی پیدا شود که ضمیر خودآگاه درگیر شود و متوجه ورود اطلاعات نشود، آن اطلاعات به سرعت بدست دفتر مرکزی می رسد. مهم نیست این اطلاعات چقدر کوچک، به ظاهر بی اهمیت یا پیچیده باشد در هر صورت ضمیر ناخودآگاه متوجه آن می شود.

ضمیر ناخودآگاه قدرت فوق العاده بالایی در رمز گشایی پدیده ها و اطلاعات دارد و همانطور که در مقابله ضمیر ناخودآگاه چیست توضیح دادم ضمیر ناخودآگاه ۳ میلیون بایت اطلاعات را می تواند در ثانیه پردازش کند، بر خلاف خودآگاه که فقط ۲ بایت اطلاعات را می تواند پردازش کند.

روش های بسیاری برای نفوذ به ضمیر ناخودآگاه وجود دارد که در اینجا به دو مورد آن اشاره می کنیم:

  1. وقتی به تازگی از خواب بیدار شده اید یا قبل از اینکه به خواب بروید، میزان خودآگاهی کاهش پیدا می کند؛ در نتیجه فرمان به ضمیر ناخودآگاه در این فرصت می تواند باعث شود، پیشننهادات مستقیم وارد ضمیر ناخودآگاه شود بدون اینکه خودآگاه در میان مسیر باشد.
  2. یکی از روش هایی که خودم برای نفوذ به ناخودآگاه ابداع کرده ام مدل جا به جایی واژگان نام دارد. در این مدل، واژگان هر جمله را به ترتیب از آخر به اول می نویسیم و جملات پشت سر هم قرار می دهیم. سپس آن را به گوشه ای از اتاق می چسبانیم و هر روز برای خود می خوانیم. برای مثال، فرمان کاهش اشتها را در مثال قبل می توانیم به این صورت بنوسیم:

” کنم کنترل را اشتهایم و کنم خود غذایی برنامه وارد را تری سالم های خورک دارم نیاز هدف این به رسیدن برای و شوم لاغر تر دارم نیاز مناسب اندامی و زیبا بدنی، سالم زندگی یک برای. کنم پیروی خود غذایی برنامه از بتوانم و کنم تحقیق سالم غذاهای مورد در بیشتر باید همچنین.  آورم بدست بیشتر جذابیتی و بهتر زندگی می تواند مضر غذاهای به نسبت اشتها افزایش با نتیجه در”.

۳٫ یک روش دیگر به این صورت است که واژگان فرمان به ضمیر ناخودآگاه را ۴ حرف به ۴ حرف از اول تا اخر بنویسیم. یعنی هر کلمه ۴ حرف          داشته باشد و ۴ حرف بعدی در کلمه بعدی قرار بگیرد. نیاز نیست برای تلفظ واژگان تلاش کنید. همینه که فقط به کلمات نگاه کنید کافی            است. برای مثال، فرمان کاهش اشتها را در مثال قبل می توانیم به این صورت بنویسیم:

“برای یکزن دگیس المب دنیز یباو اندا میمن اسبن یازدا رملا غرتر شومو برایر سیدنب هاین هدفن یازد ارمخ وراکه ایسا لمتر یراو اردب رنامه غزای یخود کنمو اشتها یمرا کنتر لکنم. همچن ینبا یدبی شترد رمور دغزا هایس المت حقیق کنمو بتوا نماز برنا مهغز اییخ ودپی رویک نم. درنت یجهب افزا یشاش تهان سبتب هذاه ایسا لموک اهشا شتها نسبت بهغذ اهای مضرم یتوان مزند گیبه تروج ذابی تیبی شترب دستا ورم”

قوانین فرمان به ضمیر ناخودآگاه

اکنون که با مراحل فرمان به ضمیر ناخودآگاه آشنا شده اید می توانید برای هر هدفی که می خواهیم یک فرمان درست کنید و آن را وارد ضمیر ناخودآگاه تان کنید. اما لازم است مهمترین این مراحل به علاوه چند تبصره جدید را به عنوان قوانین فرمان به ضمیر ناخودآگاه بیاموزید تا هنگام فرمان به خود عملکرد بهتری داشته باشید ( نگاه کنید به ۱۰ قانون حاکم بر ضمیر ناخودآگاه). اجازه دهید این فرایند را بررسی مثال فوق پیش ببریم:

  1. ضمیر ناخودآگاه پردازش منفی ندارد: هنگام دستور به ضمیر ناخودآگاه باید بدانید ضمیر ناخودآگاه فقط دستور به انجام دادن را متوجه می شود نه انجام ندادن. در مثال فوق فقط به دستور هایی اشاره شده است که باید انجام داده شود، نه دستور هایی که نباید انجام داد. چون ناخودآگاه فقط درک می کند چه کاری باید انجام دهد؛ نه اینکه چه کاری انجام ندهد. دقیقا مثل نصب یک نرم افزار روی کامپیوتر است. نمی شود برنامه ای نصب کرد و از در آن خواست چه کاری انجام ندهد. برای مثال نمی شود فرمان بدهیم ” من نباید غذاهای فست فود بخورم یا نباید به فست فود بروم “
  2. پاداش باید به هر شکلی مرتبط با سودمندی، سلامتی و بقا باشد: نیاز نیست لزوما به واژه بقا یا سلامتی اشاره کرد اما هر پاداشی در نظر گرفته می شود باید با سلامت و حفظ بقا مرتبط باشد. به عبارت دیگر  همیشه برای اهداف و دستورالعمل هایی که به ناخودآگاه خود فرمان می دهید باید پاداش و سودی تعیین کنید که همگام با سلامت است. حتی اندامی زیبا و جذاب نیز اشاره به جذابیت برای جنس مخالف دارد که آن نیز مربوط به بقا و تولید مثل است.
  3. تعریف دستورالعمل ها و افزایش اطلاعات عمومی مرتبط با آن: مفاهیم و دستور العمل ها واضح و آشکار تعریف شود و سپس در مورد مطالعه شود تا دانش بیشتری به ضمیر ناخودآگاه بدهیم و منبع بهتری برای کنترل ما داشته باشد. همانطور که قبلا اشاره کردیم، ضمیر ناخودآگاه تعریف مستقل خود را از مفاهیم دارد که ممکن است مغایر با تعریف صحیح یا تعریف شما باشد. برای مثال وقتی اشاره شد، نیاز دارم خوراکی های سالم تری در برنامه غذایی خود داشته باشم، ضروری است خوراکی های سالم تر برای ضمیر ناخودآگاه تعریف شود که دقیقا به چه معنا است.
  4. ابزارهای نیروی هدایت پنهان حذف شدنی نیست. پل ارتباطی بین خودآگاه و ناخودآگاه که به صورت محسوس و پنهان توسط ناخودآگاه هدایت می شود حتی اگر آسیب رسان باشد نباید به دنبال حذف آن باشیم بلکه باید تلاش کنیم کنترل شوند. در این مثال اشتها یک پل ارتباطی آسیب رسان است. اگر فردی با خود بگوید من دیگر نباید غذا بخورد ؛ پس باید اشتهایم را کور کنم، فرمانش توسط ناخودآگاه مردود اعلام می شود. زیرا اشتها یکی از نیازهای ضروری در اصل بقا است و هرگز توسط ناخودآگاه کنار گذاشته نمی شود. به همین دلیل است افرادی که پس از جدایی با خود می گویند دیگر هرگز وارد یک رابطه عاطفی نمی شوم باعث می شوند نه تنها نتوانند با جدایی قبلی کنار بیایند بلکه خیلی زود وارد یک رابطه جدید شوند و مجدد با شکست مواجه شوند. زیرا به جای کنترل احساس عشق ( که مثل احساس اشتها یک پل ارتباطی بین خودآگاه و ناخودآگاه) سعی در حذف عامل آسیب رسان دارند.
  5. برنامه مشخص ارائه شود: در نهایت قدم آخر تعیین یک برنامه مشخص است برای مصرف مواد غذایی که باعث سلامت بهتر و کاهش وزن می شود. نیاز است این برنامه را روی کاغذ نوشته و توضیح دهیم هر روز چه غذا و مواد خوراکی را قصد داریم مصرف کنیم که مطابق با رژیم سالم غذایی مان است. سپس آن برنامه را بر دیوار اتاق می چسبانیم تا هر روز ضمیر ناخودآگاه متوجه آن شود. نیاز نیست همیشه با آن نگاه کنید، همین که در اتاق تان باشد، ضمیر ناخودآگاه به دلیل قدرت پردازش خود حتی وقتی به آن نگاه نمی کنید، متوجه آن می شود.
  6. راهی برای حذف توجه خودآگاه و نفوذ به ناخودآگاه یافت شود: یادتان باشد هدف، فرمان به ضمیر ناخودآگاه است نه ضمیر خودآگاه. پس وقتی فرمان خود را روی کاغذ نوشتید و آماده کردید وقت آن است که توجه ناخودآگاه را بدون اینکه خودآگاه متوجه شود به آن جلب کنید. دو روش که خود ابتداع کردم و در مقاله نفوذ به ضمیر ناخودآگاه به آن اشاره کرده ام به این صورت است: ۱) نوشتن جابه جای کلمات  ۲ ) واژه های خودساخته و نامفهوم که باید معنی آن را برای ضمیر ناخودآگاه تعریف کنید اما معانی را حفظ نشوید.

خلاصه فرمان به ضمیر ناخودآگاه

اکنون با نحوه فرمان به ضمیر ناخودآگاه آشنا شده اید و قوانین آن را نیز می دانید. اما اجازه دهید یک بار دیگر نیز فرایند انتخاب هدف برای فرمان به ضمیر ناخودآگاه را با یکدیگر مرور کنیم که به خوبی در ناخودآگاه تان ذخیره شود.

به یاد داشته باشید مهمترین مرحله این است که بدانید چگونه اهداف و پاداش ها را انتخاب کرده و با دستور به ضمیر ناخودآگاه به خود القا کنید. البته این برای وقتی است که یک هدف بزرگ، قوی و جدی را می خواهید دنبال کنید نه یک هدف کوچک ( نگاه کنید به هدف گذاری برای ضمیر ناخودآگاه).

قوانین هدف گذاری برای فرمان به ضمیر ناخودآگاه شامل:

  1. هدف باید مربوط به یادگیری یک مهارت باشد؛ چه مهارت تخصصی مثل کامپیوتر یا پزشکی چه مهارت عمومی مثل روابط ارتباطی یا کنترل اشتها
  2. برای مهارت های عمومی و تخصصی خود می توان جداگانه اقدام به برنامه ریزی و فرمان به ضمیر ناخودآگاه کرد.
  3. تا جایی که اهداف با یکدیگر مغایر نباشند و باعث اخلال نشوند می توانید تا هر تعدادی اهداف داشته باشید.
  4. برای هدف خود باید پاداش یا پاداش هایی تعیین کنید که قابل اندازه گیری باشند.
  5. اگر پاداش غیر قابل انداز گیری نیست باید یک پاداش موازی نیز برای هر پاداش غیر قابل اندازه گیری تعیین شود ( نگاه کنید به تسلط بر ضمیر ناخودآگاه).
  6. پاداش نباید پردازش منفی داشته باشید. پاداش باید چیزی باشد که به آن می رسید نه چیزی که نمی خواهید به آن برسید.
  7. فرمان باید توسط یک منبع معتبر دریافت شود یا اگر خودتان به خود فرمان می دهید راهی برای حذف توجه خودآگاه پیدا کنید.

سخن آخر

ضمیر ناخودآگاه یک ابر انسان است که در شما وجود دارد. اگر اهداف و نحوه رسیدن به آن اهداف در این ابر انسان به درستی توسط ما برنامه ریزی شود می تواند ما را به هر آرزو و خواسته ای برساند.

اما اگر نتوانید ضمیر ناخودآگاه خود را برنامه ریزی کنید، آن را دست برنامه های پیش فرض ابتدایی می سپارید که از اجدادمان صد ها هزارسال پیش ارث برده ایم که به نظر برنامه های قابل اتکا و زیرکانه ای نیستند.

ضمیر ناخودآگاه شما مثل یک اسب سرکش و نیرومند است. اگر بتوانید افسار آن را بدست بگیرید، با سرعت و قدرت باورنکردنی به هر چه می خواهید خواهید رسید در غیر این صورت آن اسب افسار زندگی شما بر دست می گیرد و ممکن است شما را چنان بر زمین بکوبد که بلند شدن مجدد شما به این سادگی ها امکان پذیر نباشد.

شاهین زند – محقق و پژوهشگر.

سایت  نوین بینش یک سایت پزشکی پیچیده یا یک دائره المعارف آنلاین و خسته کننده نیست؛ در حقیقت مکانی است که شما می توانید هر گونه اطلاعاتی را به صورت خلاصه، مختصر و مفید بدست آورید که بر اساس علوم روانشناسی بوده و به زبانی ساده بیان شده است. . کتاب چگونه هر شخصی را عاشق خود کنیم توسط سایت نوین بینش منتشر شده است. این کتاب به شما کمک می کند هر شخصی را عاشق خود کنید و یا هزینه ی پرداختی خود را پس بگیرید. برای اطلاع از آخرین مطالب سایت نوین بینش در کانال تلگرام ما عضو شوید: عضویت در کانال تلگرام نوین بینش

می خواهید بیشتر بدانید؟

می خواهم در مورد برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه بدانم

برنامه ریزی ضمیر ناخوداگاه و عاشق کردن دیگران به چه شکل است

چگونه می شود با برطرف کردن نیاز های ناخودآگاه دیگران را عاشق کرد

چگونه تصورات غلطمان را در مورد خود حل کنیم

ناهماهنگی شناختی و تغییر نگرش

چگونه می توانم شخصی را در کوتاه ترین زمان ممکن عاشق کنم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *