قابلیت های پنهان در ضمیر ناخودآگاه

نیروی هدایت پنهان در ضمیر ناخودآگاه – واقعیت قانون جذب

آیا تا کنون به قابلیت ها و یا استعداد های پنهان خود فکر کرده اید؟

آیا می دانید ضمیر ناخودآگاه منبع اصلی همه مهارت ها و توانایی ها است؟

آیا می دانید واقعیت قانون جذب به کائنات ربطی ندارد بلکه در مورد ضمیر ناخودآگاه است؟

قانون جذب چیزی نیست به جز هدایت شما به صورتی که خود از آن آگاه نیستید به سوی هدف های تعیین شده مثل  وقتی که به دنبال جذب عشق و ثروت هستیم. درواقع برخلاف باور عامیانه، قانون جذب اینگونه نیست که عشق و ثروت را به سوی شما جذب کند بلکه شما را به سوی عشق و ثروت هدایت می کند.

در این مقاله توضیح می دهیم چگونه ضمیر ناخودآگاه با کمک نیروی هدایت پنهان که شامل رفتار های ناخودآگاه، تصمیمات ناگهانی، اقدامات خاص، احساسات معمولی و احساسات شهودی – حس ششم –  است می تواند به ما در عملی کردن قانون جذب کمک کرده و به سوی هر هدف یا چیزی هدایت کند؛ البته در صورتی که به درستی برنامه ریزی شده باشد.

قابلیت پردازش اطلاعات در ضمیر ناخوداگاه

قبل از اینکه در مورد قانون جذب صحبت کنیم اجازه دهید به شگفت انگیز ترین معجزه ضمیر ناخودآگاه اشاره کنیم و آن این است که ضمیر ناخودآگاه می تواند دو میلیون بایت اطلاعات رو در هر ثانیه دریافت کند. این دو میلیون بایت معمولا فیلتر می شوند تا تقریبا به ۷ بایت در ثانیه برسند ( گاهی تا دو بایت کمتر یا بیشتر).

دو میلیون ممکن است به نظر خیلی زیاد باشد اما اگر کمی به اطراف خود توجه کنید متوجه می شوید این اندازه برای این حجم از جزئیات که در هر شرایط یا موقعیتی با آن رو به رو می شوید کاملا منطقی است.

برای اینکه بهتر با پردازش اطلاعات توسط ناخودآگاه – پردازشگر قانون جذب- آشنا شوید اجازه دهید یک مثال بزنم:

تصور کنید جستوجوگر وب را باز می کنید، به جای خواندن متوجه ی رنگ های استفاده شده در سایت می شوید، ممکن است به یک صدای موسیقی گوش دهید، صدای تلویزیون را نیز ممکن است در پیش زمینه داشته باشید، تلفن نیز ممکن است زنگ بخورد، جریانی در فضای اطراف شما در حرکت است، صدای ماشین ها را از پنجره می شنوید و شما نیز در همان لحظه احساساتی را تجربه کنید.

همه این تجربیات به علاوه میلیون ها داده دیگر در اطراف شما در جریان است که خودآگاه شما نمی تواند متوجه آن شود. برای مثال ناخودآگاه می تواند حتی نوع ماشینی که بیرون از خانه در حال حرکت هست را نیز از صدایش تشخیص دهد.

اما خودآگاه فقط بخشی از این اطلاعات را بر اساس الویت بندی و اهداف و باورهایش دریافت می کند. به عبارت دیگر ضمیر خودآگاه فقط بخش محدودی از اطلاعات را دریافت می کند که ناخودآگاه به او بدهد.

اما نکته مهم این است که ناخودآگاه می تواند با کاوش در اطلاعات دریافتی، اطلاعاتی که مورد اهمیت سودمند و در جهت اهداف مان است را انتخاب کرده و برای ما ارسال کند ( نگاه کنید به تعیین هدف برای ضمیر ناخودآگاه).

بینش کاوشگر در ضمیر خودآگاه

همانطور که در قوانین ضمیر ناخودآگاه به این موضوع اشاره کردیم، ضمیر ناخودآگاه تنها اطلاعاتی را انتخاب می کند که مرتبط با باور ها، اهداف تعیین شده، مهارت ها، اعتقادات و دانسته هایمان است و باقی مانده را نادیده می گیرد.

برای مثال، اگر به تازگی شروع به کار در یک کارخانه ی مونتاژ کرده اید که ماشین ها را مونتاژ می کند، وقتی در خیابان راه می روید بیشتر از قبل متوجه ی اجزای ماشین می شوید ( چیزی که دیگران متوجه ی آن نمی شوند). زیرا ناخودآگاه با بینش کاوشگر خود، توجه شما را جلب می کند.

دلیل این که دیگران به این موضوع اهمیت نمی دهند و متوجه ی آن نمی شوند این است که آن ها بینشی در رابطه با مونتاش ماشین ندارند و درنتیجه بینش کاوشگرشان توجه آن ها را جلب نمی کند.

اما شما به دلیل اینکه دانش و مهارت جدیدی کسب کرده اید پس یک بینش جدید را در ناخودآگاه نصب کرده اید، در نتیجه ناخودآگاه می تواند بر اساس آن بینش، به جست و جو و کاوش مشغول شود و در نهایت سوژه مورد نظر را پیدا کرده و شما را متوجه آن کند.

هر چقدر اطلاعات، آگاهی ها و مهارت های شما بیشتر شود، بینیش بیشتری نیز بدست خواهد آورد. در نتیجه بین کاوشگر شما قوی تر و مهار تر از قبل می تواند شما را متوجه چیز هایی کند که در نهایت در جهت سود و منفعت بیشتر تان خواهد شود.

به عبارت دیگر با ارتقای بینش کاوشگر، توجه شما به فرصت ها و موقعیت هایی که همیشه در اطراف شما رخ می دهد اما متوجه اش نمی شوید بیشتر می شود. ناخودآگاه حتی می تواند تشخیص دهد توجه شما به رویدادی خاص، در چند روز آینده منجر به یک رویداد مثبت دیگر در جهت هدف تعیین شده شود.

برای مثال اگر به دنبال بهبود وضعیت مالی خود بوده و به زبان انگلیسی مسلط باشید، ضمیر ناخودآگاه با کاوش و تحلیل اطلاعات پیرامون شما، موقعیت هایی را انتخاب کرده و شما را متوجه آن می کند که در نهایت می تواند منجر به یافتن یک شغل مناسب و یا حتی راه اندازی یک کسب و کار باشد.

ممکن است در خیابان شما را متوجه یک توریست کند یا متوجه آگهی تبلیغات یک شرکت بشوید برای جذب نیروی مسلط به زبان انگلیسی. همچنین ممکن است وقتی در اینترنت وبگردی می کنید و به زبان انگلیسی در سایت های انگلیسی زبان به مطالعه مشغول هستید ناگهان توجه شما را به یک کسب و کار جالب جلب کند که بعدها تبدیل می شود به منبعی از ایده های خلاق برای کسب و کار خودتان ( رویدادی که خود نیز تجربه کردم)

در واقع در قانون جذب عشق و ثروت هم همین اتفاق می افتد. بسیاری مواقع طبق قانون جذب فرصت های استثنایی برای جذب عشق و ثروت بدست می آوریم اما به دلیل اینکه بینش پایین و دانش محدود و مهارت های اندک، بینش کاوشگر که مثل موتور جلب توجه ضمیر ناخودآگاه است عملکرد ضعیفی خواهد داشت. در نتیجه توجه ما را به آن فرصت ها جلب نمی کند.

اما قابلیت بینش کاوشگر، تنها قابلیت ضمیر ناخودآگاه در جهت رساندن ما به هدمان نیست بلکه تنها یکی از قابلیت های نیروی هدایت پنهان در ضمیر ناخودآگاه است.

نیروی هدایت پنهان ناخودآگاه

ضیر ناخودآگاه غیر از توانایی جلب توجه – بینش کاوشگر – در صورتی که به درستی برنامه ریزی شود می تواند رفتار، احساسات، خلاقیت، گفتار و اقدامات شما را نیز در جهت موفقیت نهایی با نیروی خود به صورت پنهان هدایت کند.

در واقع مهمترین نکته قانون جذب در ضمیر ناخودآگاه نیروی هدایت پنهان است. نیروی هدایت پنهان ضمیر ناخودآگاه دقیقا همان قابلیت های پنهان ضمیرناخودآگاه است که به ما در جذب عشق و ثروت کمک می کند.

برای مثال وقتی چیز جدیدی مثل زبان بدن را یاد می گیرید، با ایجاد یک برنامه جدید در ضمیر ناخودآگاه باعث می شوید درک بهتری از رفتارها پیدا کنید، عملکرد بهتری داشته باشید و بهتر بتوانید دیگران را پیش بینی کنید.

همچنین ناخودآگاه با هدایت زبان بدن در جهت اهداف برنامه ریزی شده بدون اینکه خود نیاز باشد به جزئیات توجه کنید، زبان بدن شما را در جهت هدف تعیین شده هدایت می کند؛ این هدف ممکن است متقاعد کردن باشد و یا جذب کردن و یا قبول شدن در یک مصاحبه کاری. به هر حال ناخودآگاه با برنامه های کاربردی جدید که در ارتباط با زبان بدن است بهتر می تواند شما را در جهت اهداف تان هدایت کند.

زبان بدن فقط یک مثال است. اگر ضمیر ناخودآگاه را به درستی برنامه ریزی کنید می توانید نیروی هدایت پنهان را نیز تقویت کنید. این نیرو باعث موفقیت هایی می شود که بعضی از آن به عنوان شانس یاد می کنند. نیروی هدایت کنننده ناخودآگاه وظیفه هدایت را بر عهده دارد.

نیروی هدایت کننده می تواند با یک حس، یک اشتباه، یک احساس شهودی، یک لغزش، یک انتخاب یا یک تصمیم، همراه باشد. برای مثال خلاقیت های شما، ایده های شما، تصمیمات ناگهانی، جذب شدن شما به یک رویداد یا متن یا یک شخص، احساساتی مثل ترس، نگرانی، خوشحالی، عشق و اضطراب نیز بخشی از نیروی هدایت پنهان در ناخودآگاه است.

انواع نیروهای پنهان هدایت کننده در ضمیر ناخودآگاه

وقتی از یک انسان موفق بپرسید ایده ها و خلاقیت های خود را چطور بدست آورده است همیشه با یک پاسخ مواجه می شوید: هیچ فرمولی برای ایده هایم ندارم، آن ها خود به خود ناگهان به ذهنم ظهور می کنند. اما واقعا دلیل و ریشه ظهور ایده ها و خلاقیت ها چیست؟ پاسخ نیروی هدایت پنهان در ضمیر ناخودآگاه است.

نیروی هدایت پنهان نقش پل ارتباطی بین خودآگاه و ناخودآگاه را بازی می کند. اولین و مهمترین پل ارتباطی بین خودآگاه و ناخودآگاه، احساس شهودی یا حس ششم است. وقتی با این موارد رو به رو شوید، در حال تجربه یک حس شهودی هستیدو این احساسات شهودی شامل:

یک ایده ناگهانی، یک تصمیم آنی، یک حس عجیب درمورد اینکه چیزی درست است اما دلیلش را نمی دانید، میل به انجام کاری، حسی ناگهانی که توصیفش نمی توانید بکنید، ایده یا الهامی که ناگهان صورت می گیرد یا عشقی که ناگهان نسبت به فردی پیدا می کنید ( نگاه کنید به نیروی هدایت کننده شهودی در ناخودآگاه – کشف و تقویت حس ششم).

و گاهی هم ممکن است بدون اینکه دلیل منطقی داشته باشید بدانید چیزی یا کاری درست است که در این شرایط به آن حس شهودی یا حس ششم می گویند.

نوع دیگری از نیروی هدایت پنهان شامل لغزش های کلامی و رفتاری می شود که فروید – پدر علم روانکاوی – برای اولین بار به آن ها اشاره کرد. لغزش های رفتاری وقتی اتفاق می افتد که ناخودآگاه شما را به انجام چیزی یا کاری هدایت می کند یا شما را از آن باز می دارد. برای مثال فردی که به شغل خود علاقه ندارد، مدام دیر به محل کار می رسد یا اشتباهاتی از خود نشان می دهد که در نهایت منجر به اخراجش شود.

انگیزه نیز یکی دیگر از نیروهای هدایت کننده ناخودآگاه است. وقتی شما ترس از قبول نشدن در امتحان داشته باشید، ممکن است با از بین بردن انگیزه، تمایل شما به درس خواندن را از بین ببرد تا اگر قبول نشدید بتوانید از خود دفاع کنید و دلیل نمره پایین خود را درس نخواندن خود عنوان کند. در صورتی که اگر برای مطالعه وقت می گذاشتید و همچنان نمره خوبی دریافت نمی کردید نمی توانستید عدم مطالعه را بهانه ای برای دفاع از ایگو – من خود قرار دهید

حتی چیزی مثل حرکت تاس در بازی تخته نرد نیز می تواند تحت تاثیر نیروی هدایت پنهان همراه با اعداد بهتری به نمایش در بیاید. شاید به نظر نتیجه عدد نهایی در حرکت تاس کاملا شانسی به نظر برسد اما اگر میزان سرعت، حجم تاس و قدرت پرتاب کردن آن را به دقت تنظیم کنید، مدام با یک عدد خاص مواجه می شوید.

با توجه به قدرت خارق العاده ناخودآگاه که در تحلیل کوچکترین اطلاعات دارد پس می تواند قدرت لازم و نوع چرخش را با ایجاد یک احساس شهودی در پرتاب تنظیم کنند و در نهایت تاس عدد مورد نظرتان را برای شما نمایان می کند. حرکت تاس فقط یک مثال است که با قانون جذب آشنا شوید.

یکی دیگر از ابزارهای نیروی هدایت پنهان، بینش کاوش گر است که پیشتر درمورد آن صحبت کردیم. از آنجایی که بینش کاوشگر ناخودآگاه همیشه در حال کار است، اگر بتوانید به درستی به ناخودآگاه برای هدفی خاص فرمان بدهید، ناخودآگاه با قابلیت بینش کاوشگر می تواند هر لحظه فرصتی جدید، مرتبط با هدف نهایی تان پیدا کند و سپس با دیگر قابلیت های هدایت پنهان شما را به سمت موفقیت در آن پیش ببرد. چه عاشق کردن یک نفر باشد و چه ثروتمند شد.

مواردی که به آن اشاره کردم، مهمترین ابزارهای نیروی هدایت پنهان در ناخودآگاه است اما به این وجود موارد بسیار دیگری دارد که در شرایط خاص می تواند روی زندگی یا روابط ما تاثیر بگذارد از جمله این موارد افزایش یا کاهش اشتها، کاهش یا افزایش دمای بدن، به هم ریختن یا تنظیم شدن سیستم گوارش، نوسانات خلقی، تغییر بر سیستم خواب، کنترل توان جنسی و غیره است.

تشخیص منفی یا مثبت بودن نیروی هدایت پنهان

بر اساس نتایجی که در زندگی خود بدست میاورید می توانید متوجه شوید که هدایت های حس ششم که از طرف ضمیر ناخودآگاه صورت می گیرد موثر و کارآمد است یا مخرب و ناکارآمد.

اگر همیشه در روابط کاری، ایده های شغلی، موفقیت های علمی، یادگیری مهارت های جدید، کسب درآمد، موفقیت در امور روزمره، روابط عاشقانه یا ارتباطات بین فردی، نتایج منفی دریافت می کنید پس احساسات شهودی، شما را به سوی مسیر اشتباه هدایت می کند. اما اگر نتایج حاصل شده، مثبت و سودمند است، پس حس ششم قوی و صحیحی دارید.

به یاد داشته باشید هر چقدر ضمیر ناخودآگاه بهتر برنامه ریزی شده باشد و بیشتر تقویت شود، حس ششم که از آن دریافت می کنید و شما را هدایت می کند قوی تر، کارآمدتر، و موثرتر خواهد بود.

گاهی ممکن است برای انتخاب یا تصمیمی به ارتباط قوی با ناخودآگاه نیاز داشته باشید و حس ششمی که دریافت می کنیم یا گنگ باشد یا نتوان به خوبی ما را هدایت کند. در این شرایط می توانیم از مدل ارتباط شهودی با ناخودآگاه استفاه کنیم.

چگونه از نیروی هدایت پنهان پیروی کنیم

نیروی هدایت پنهان ضمیر ناخودآگاه چیزی نیست که نیازی به توجه یا دقت شما داشته باشد. این نیرو چه شما متوجه آن باشید و چه توجه نباشید خود برای هدایت شما اقدام می کند تا شما را به هدف مورد نظر برساند. حتی ضرورتی ندارد شما در موردن نیروی هدایت پنهان بدانید.

اما بخشی از نیروهای پنهانِ هدایت کننده ضمیر ناخودآگاه، احساسات هستند. اگر پس از هدف گذاری صحیح در فرمان به ضمیر ناخودآگاه به درستی عمل کنید و در نتیجه ناخودآگاه تان را برنامه ریزی کنید، می توانید به احساسات خود اطمینان کرده و از آن ها به صورتی که در ادامه توضیح می دهم پیروی کنید.

  1. وقتی مدام در شرایط خاص دچار فراموشی می شویم، ریشه آن را پیدا کنیم
  2. انجام هر کاری که به ما حس خوب می دهد و پرهیز از هر کاری که حس بد به همراه دارد
  3. اگر نسبت به رسیدن به پاسخ یک سوال یا انتخاب بهتر بین دو گزینه کنجکاو شدیم، برای پیدا کردن بهتری پاسخ و گزینه تحقیق کنیم
  4. اگر احساس می کنیم در کاری می توانیم موفق شویم آن را باید پیگیری کنیم
  5. اگر برای کاری سودمند یا اقدامی مفید انگیزه پیدا کردیم، آن را پیگیری کنیم
  6. رفتن به سمت هر چیزی که احساس می کنیم کنجکاو مان کرده یا نسبت به آن میل داریم
  7. اگر حس ترس و نگرانی نسبت به چالشی در کار خود داشتیم آن را حل کنیم
  8. اگر احساس می کنیم در حال تلف کرن وقت خود هستیم، از آن فعالیت دست برداریم
  9. حرکات ناگهانی بدن برای مثال وقتی یک شیء یه سمت مان پرتاب می شود
  10. اگر به صورت ناگهانی به کسی یا چیزی علاقه مند شدیم آن را دنبال کنیم

به صورت خلاصه نیروی هدایت پنهان ناخودآگاه، نیرویی است که ما را به سوی پیشرفت پیش می برد و برای چیزی یا کاری سودمند به ما انگیزه می بخشد. نیروی هدایت پنهان ناخودآگاه، اصلی ترین محرک قانون جذب است اما به یاد داشته باشید اگر ضمیر ناخودآگاه تان به درستی برنامه ریزی نشود، این نیرو نیز تاثیر منفی به همراه خواهد داشت.

نیروی هدایت پنهان خطرناک

همانقدر که هدایت ضمیرناخودآگاه می تواند به سوی موفقیت و پیشرفت باشد می تواند به سوی شکست و پسرفت نیز باشد. به عبارت دیگر اگر هدف یا برنامه ای تخریب کننده را به ناخودآگاه خود بدهید یا باور های صحیحی را در آن برنامه ریزی نکرده باشید، با نیروی هدایت پنهان منفی که باعث شکست می شوند مواجه می شوید.

برای مثال برچسب یا باوری منفی نسبت به خودتان می تواند باعث ایجاد یک نیروی هدایت پنهان خطرناک و جهت یابی های غلط شود.  وقتی تصور کنید که یک فرد بازنده هستید، بازندگی برای ناخودآگاه تبدیل به یک هدف می شود و شما را به سمت آن هدایت می کند.

یا مثلا اگر باور دارید که شخص خسته کننده ای هستید، نه تنها اطلاعاتی را به خود جذب می کنید که ثابت کند شما خسته کننده هستید و این باور تقویت شود بلکه ضمیر ناخودآگاه با نیروی هدایت پنهانِ خود، شما را به سوی اقدامات و گفتارهای خسته کننده پیش می برد و شما را تبدیل به یک فرد خسته کننده می کند. ( نگاه کنید به ارتباط با ضمیر ناخودآگاه – هدایت قدرت در ضمیر ناخودآگاه  )

به همین دلیل است که در مقاله طلسم جدایی توضیح دادم که طلسم ها می توانند واقعا موثر باشند اما نه به این دلیل که واقعا قدرتی خارق العاده در طلس است بلکه به این دلیل که وقتی باور می کنید طلس شده اید و این طلسم شما را به جدایی می کشاند، ناخودآگاه نیز با ارسال نیروی هدایت پنهان خود، باعث می شود واقعا احساسات، اقدامات، رفتارها، لغزش ها یا گفتاری داشته باشید که در نهایت باعث جدایی می شود.

نیروی شکوفا کننده استعدادهای پنهان

تا کنون به این موضوع اندیشیده اید که اگر واقعا شانس وجود داشت پس چرا بسیاری افراد همیشه در زندگی خود شانس دارند و بعضی افراد هیچگاه خوش شانس نیستند. اگر شانسی است پس نباید همیشه برای یک نفر اتفاق بیفتد و دیگری از آن محروم باشد درست است؟

پاسخ این است که بسیاری از رویدادهایی که ما از آن به عنوان شانس صحبت می کنیم، در واقع هدایت پنهان ناخودآگاه به سوی آن هدف است.

به زبان ساده اگر برنامه ریزی و فرایند کنترل ضمیر ناخودآگاه به درستی صورت بگیرد می توانید هر هدفی که مورد نظرتان است را در ناخودآگاه ثبت کند.

سپس ضمیر ناخودآگاه بدون اینکه خود متوجه شوید، با تحلیل میلیون ها داده در ثانیه، مسیر رسیدن به هدف تان را پیدا می کند و سپس با ارسال نیروی هدایت پنهان که می تواند یک احساس، ایده، اقدام آنی، انگیزه برای چیزی، تفکری خاص، انتخابی جدید، تصمیم یا رفتار باشد به سمت آن هدف – هر چیزی که باشد – هدایت تان می کند.

قانون جذب نیز به همین معنا است. وقتی به هر چیزی باور داشته باشید، ذهن شما پس از تحلیل داده های اطراف خود، کانالی پیدا می کند که شما را به هدف تان برساند، سپس بدون اینکه خود متوجه شوید وارد آن کانال می شوید و تصور می کنید خوش شانس بوده اید که به نتیجه دلخواه رسیده اید در صورتی که خوش شانس نبوده اید بلکه ناخودآگاه تان را به درستی برنامه ریزی کرده بودید یا برنامه ریزی کرده بودند.

هنگام پیروی از قانون جذب، گاهی ناخواسته جذب می شویم به اتخاب یک مسیر جدید، یا یک حرکت جدید در زندگی، یا حتی مطالعه یک کتابی خاص؛ در این شرایط معمولا دلایل بسیاری از سوی خودآگاه ارائه می شود که آن اقدام یا رفتار یا تصمیم جدید را توجیه کند اما واقعیت این است که دلیل بیشتر چنین اقدامات، نیروی هدایت پنهان و احساساتی است که توسط ناخودآگاه به دلیل اهدافش ارسال شده.

اکنون که با قانون جذب در ضمیر ناخودآگاه و قابلیت پنهانش آشنا شده اید وقت آن است که با برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه و تربیت آن، این قابلیت فوق العاده را در ناخودآگاه فعال کنید و به هدف خود دست پیدا کنید.

شاهین زند – محقق و پژوهشگر.

سایت  نوین بینش یک سایت پزشکی پیچیده یا یک دائره المعارف آنلاین و خسته کننده نیست؛ در حقیقت مکانی است که شما می توانید هر گونه اطلاعاتی را به صورت خلاصه، مختصر و مفید بدست آورید که بر اساس علوم روانشناسی بوده و به زبانی ساده بیان شده است. . کتاب چگونه هر شخصی را عاشق خود کنیم توسط سایت نوین بینش منتشر شده است. این کتاب به شما کمک می کند هر شخصی را عاشق خود کنید و یا هزینه ی پرداختی خود را پس بگیرید. برای اطلاع از آخرین مطالب سایت نوین بینش در کانال تلگرام ما عضو شوید: عضویت در کانال تلگرام نوین بینش

می خواهید بیشتر بدانید؟

می خواهم در مورد برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه بدانم

برنامه ریزی ضمیر ناخوداگاه و عاشق کردن دیگران به چه شکل است

چگونه می شود با برطرف کردن نیاز های ناخودآگاه دیگران را عاشق کرد

چگونه تصورات غلطمان را در مورد خود حل کنیم

ناهماهنگی شناختی و تغییر نگرش

چگونه می توانم شخصی را در کوتاه ترین زمان ممکن عاشق کنم