من شکست خورده ام

آرش در حالی که کمی دیر کرده بود به سرعت به سمت در رستوران حرکت می کرد. وقتی به در رسید به سرعت آن را به داخل هل داد اما در باز نشد. او یک لحظه در را نگه داشت و سعی کرد آن را به عقب بکشد اما بازهم در باز نشد.

دوباره کمی استاد و فکر کرد، سپس متوجه شد دکمه ی کوچکی در گوشه درب رستوران قرار دارد. دکه را فشار داد و در را کشید اما بازهم در باز نشد. سپس به سرعت دکمه را فشار داد و در را به داخل هل داد و این بار در باز شد. او به سرعت به سمت دوستانش دوید.

چند لحظه بعد آرمین به رستوران رسید. او برای باز کردن در رستوران آن را به داخل هل داد اما در باز نشد، سپس آن را به عقب کشید اما بازهم در باز نشد. آرمین گوشه ای نشست و گریه کرد!! فقط به خاطر یک در!!

نه، مشکل باز نشدن در رستوران نبود، مشکل نوع دیدگاه آرمین به تلاش های شکست خورده اش بود.

وقتی نتوانید چیزی را به دست آورید چه می کنید؟

احنمالا وقتی داستان آرمین را بخوانید شگفت زده می شوید و حتی می خندید اما خبر بد این است که همه ی ما وقتی شکست می خوریم مانند آرمین رفتار می کنیم و فقط روشمان متفاوت است.

آخرین باری که در امتحان موفق نشدید چه کردید؟

آخرین باری که سرکوب شدید چه واکنشی نشان دادید؟

هربار که در انجام کاری شکست می خورید چه احساسی دارید؟

آیا افسرده می شوید؟ آیا دوباره سعی می کنید و سپس امیدتان را از دست می دهید؟ (نگاه کنید به بازگشت امید به زندگی)

بسیاری از مردم پس از اولین تلاش شکست خورده به طور کامل نابود می شوند. برخی از آنها یک بار یا دو بار دیگر امتحان می کنند، سپس امید خود را از دست می دهند و کاملا نا امید می شوند.

تنها تفاوت بین افرادی که برای رسیدن به خواسته ی خود مدام تلاش می کنند و افرادی که شکست می خورند در درک آن ها از شکست است. گروه اول شکست را به عنوان یک بازخورد و مقدمه ای برای پیروزی می دانند اما گروه دوم تصور می کنند بعد از شکست دیگر راهی وجود ندارد.

وقتی آرش نتوانست در رستوران را باز کند به سادگی متوجه شد که به جای کشیدن در باید آن را هل دهد. وقتی دوباره در باز نشد او فهمید که راه دیگری برای باز کردن در وجود ندارد و باید از دکمه ی کنار در استفاده کند.

رفتار آرمین متفاوت بود؛ او بعد از دو بار تلاش و شکست تصور کرد در باز نمی شود اما حقیقت این بود که او باید روش متفاوتی را برای باز کردن در امتحان می کرد. (نگاه کنید به چگونه با شکست مقابله کنیم)

هیچ شکستی وجود ندارد، همه چیز بازخورد است

یکی از فرضیه های اولیه ی برنامه ریزی عصبی کلامی (NLP) می گوید: ” هیچ شکستی وجود ندارد، همه چیز بازخورد است”

این بدان معنی است که تلاش های شکست خورده روش های نادرستی برای رسیدن به موفقیت هستند نه نشانه های اینکه دیگر راهی وجود ندارد. هنگامی که توماس ادیسون ۹۹۹ بار در اختراع لامپ شکست خورد، از او پرسید که چرا هنوز سعی می کند، و او پاسخ داد: “من ۹۹۹ راه نادرست برای اختراع لامپ کشف کرده ام”. بنابراین او می دانست که در نهایت موفق به اختراع لامپ می شود، فقط نیاز دارد راه درست برای انجام آن را پیدا کند.

پس هیچ شکستی وجود ندارد و فقط بازخورد و البته مقدمه ای برای پیروزی است. وقتی در با هل دادن باز نمی شود باید آن را بکشید و اگر بازهم در باز نشد باید بگردید و یک دکمه برای باز کردن آن پیدا کنید. اگر می خواهید موفق شوید بدون گریه کردن و بدون اینکه امیدتان را از دست دهید برای پیدا کردن راه درست تلاش کنید.

 

شاهین زند – محقق و پژوهشگر

نوین بینش یک سایت پزشکی پیچیده یا یک دائره المعارف آنلاین و خسته کننده نیست؛ در حقیقت مرجعی است که شما می توانید هر گونه اطلاعاتی را به صورت خلاصه، مختصر و مفید بدست آورید که به زبانی ساده نوشته شده است. سایت نوین بینش یک سایت پژوهشی است که در زمینه روانشناسی تجاری، مدیریت، روانشناسی عشق، کارآفرینی و موفقیت فعالیت می کند. برای اطلاع از آخرین مطالب سایت نوین بینش در کانال تلگرام ما عضو شوید: عضویت در کانال تلگرام نوین بینش

آیا می خواهید بیشتر بدانید؟

۵ مرحله برای کسب درآمد مطمئن از اینترنت

موفقیت بعد از شکست

چگونه به موفقیت مالی برسیم

ویژگی شخصیتی افراد موفق

چگونه در کسب و کار موفق شویم

افراد موفق چگونه به موفقیت رسیده اند

راه های رسیدن به موفقیت چیست